امروز :
  • مهمان عزیز به سایت خوش آمدید. برای شروع در انجمن ثبت نام کنید.
    نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

    موضوع: داستانی از اخلاق پیامبر

    1. #1

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجــــل فرجهم
      عنوان کاربر
      کاربر ویــژه سایت
      جنسیت
      دختر خانم
      تاریخ عضویت
      تير ۱۳۹۱
      محل سکونت
      در همه کوی و گذر...
      نوشته ها
      1,582
      سپاس
      6,678
      سپاس شده 4,340 بار در 1,315 ارسال
      یاد شده
      در 0 پست
      برچسب زده شده
      در 1337 تاپیک
      نقل قول شدن
      در 77 پست
      نوشته های وبلاگ
      22
      2 هفته 3 روز 21 ساعت 1 دقیقه 49 ثانیه
      میزان امتیاز
      55
      Array

      داستانی از اخلاق پیامبر

      سلام يهودي ، «سام عليكم»

      عايشه همسر رسول اكرم (ص) ، در حضور پيامبر نشسته بود كه مردي يهودي وارد شد.
      هنگام ورودبه جاي سلام عليكم گفت: «السام ـ عليكم» يعني «مرگ بر شما». طولي نكشيد كه يكي ديگر وارد شد، او هم به جاي سلام گفت: «السام ـ عليكم». معلوم بود كه تصادف نيست،نقشه اي است كه با زبان، پيامبر اكرم را آزار دهند. عايشه سخت خشمناك شد و فريادبرآورد كه: «مرگ بر خود شما باد، اي برادران ميمونها و خوكها.»
      رسول اكرم فرمود: «اي عايشه، ناسزا مگو، فحش و ناسزا اگر مجسم گردد بدترين و زشت ترين صورتها را دارد. نرمي، ملايمت و بردباري، روي هر چه گذاشته شود، آن را زيبا مي كندو زينت مي دهد، و از روي هر چيزي برداشته شود از قشنگي و زيبايي آن مي كاهد، چراعصبي و خشمگين شدي؟»عايشه گفت: «مگر نمي بيني يا رسول الله كه اينها با كمال وقاحت و بي شرمي به جاي سلام چه مي گويند؟»حضرت فرمود: «چرا، من هم در جواب گفتم: «عليكم» يعني: بر خود شما باد؛ و همين قدر كافي بود.»
      ویرایش توسط آسمان : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۳:۱۶

    2. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید آسمان از ایشان سپاسگزاری کرده اند:

      !Erf@n! (۱۶ مرداد ۱۳۹۱),Ali (۱۶ مرداد ۱۳۹۱),محبوب (۲۹ اسفند ۱۳۹۱),نورا (۲۷ مرداد ۱۳۹۱)

    3. #2

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجــــل فرجهم
      عنوان کاربر
      کاربر ویــژه سایت
      جنسیت
      دختر خانم
      تاریخ عضویت
      تير ۱۳۹۱
      محل سکونت
      در همه کوی و گذر...
      نوشته ها
      1,582
      سپاس
      6,678
      سپاس شده 4,340 بار در 1,315 ارسال
      یاد شده
      در 0 پست
      برچسب زده شده
      در 1337 تاپیک
      نقل قول شدن
      در 77 پست
      نوشته های وبلاگ
      22
      2 هفته 3 روز 21 ساعت 1 دقیقه 49 ثانیه
      میزان امتیاز
      55
      Array

      پاسخ : داستانی از اخلاق پیامبر

      فحش و ناسزا ، شكنندة روزهاست

      روزي رسول اكرم (ص) شنيد يكي از زنانش در حالي كه روزه دار است، به كنيزش فحش و ناسزا مي دهد. حضرت فوري مقداري غذا فراهم كرد و آورد نزد آن زن، و به او فرمود: «از اين غذا بخور»!آن زن گفت: يا رسول الله! من روزه دار هستم.
      حضرت فرمود: «چگونه تو روزه دار هستي در حالي كه به كنيزت ناسزا مي گويي؟! پس بدان وآگاه باش كه روزه گرفتن فقط امساك و پرهيز كردن از خوردني ها و آشاميدني ها نيست.»

      آب جوشان جنهم ، خوراك فحّاشان است

      پيامبراكرم (ص) فرمود: چهار گروه در روز قيامت به عذاب و عقاب سختي گرفتار مي شوند، به طوري كه اهل دوزخ از شدت عذاب و شكنجه ايشان رنج مي كشند.اين چهار گروه از آب جوشان جهنم مي نوشند و از سختي اين شكنجه و عذاب و هلاك شدن،فريادشان به واويلا بلند است.يكي از آن چهار گروه، شخصي است كه از دهانش چرك و خون و كثافت بيرون مي ريزد.اهل دوزخ سؤال مي كنند: «اين بدبخت دور از رحمت خدا كه اين چنين چرك و خون و كثافت ازدهانش بيرون مي ريزد، جرم و گناهش چيست؟» در جواب مي گويند: «اين بيچاره، جرم وگناهش اين است كه به هر سخن زشتي گوش فرا داده، از بيان كلمات زشت و دادن فحش وناسزا لذت مي برد، همان گونه كه آميزش جنسي (و خوردن و آشاميدن غذاهاي لذيذ) براي او لذت داشت.
      ویرایش توسط آسمان : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۳:۲۲

    4. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید آسمان از ایشان سپاسگزاری کرده اند:

      !Erf@n! (۱۶ مرداد ۱۳۹۱),Ali (۱۶ مرداد ۱۳۹۱)

    5. #3

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجــــل فرجهم
      عنوان کاربر
      کاربر ویــژه سایت
      جنسیت
      دختر خانم
      تاریخ عضویت
      تير ۱۳۹۱
      محل سکونت
      در همه کوی و گذر...
      نوشته ها
      1,582
      سپاس
      6,678
      سپاس شده 4,340 بار در 1,315 ارسال
      یاد شده
      در 0 پست
      برچسب زده شده
      در 1337 تاپیک
      نقل قول شدن
      در 77 پست
      نوشته های وبلاگ
      22
      2 هفته 3 روز 21 ساعت 1 دقیقه 49 ثانیه
      میزان امتیاز
      55
      Array

      پاسخ : داستانی از اخلاق پیامبر

      دعواي سماعه با شتربان خود

      «سماعه»يكي از ياران امام صادق (ع) بود. روزي با يكي از ساربانان خود نزاع كرد و به اوناسزا گفت.
      خبر دعواي سماعه با كارگرش به امام صادق (ع) رسيد، هنگامي كه سماعه خدمت حضرت وارد شد، امام صادق (ع) بدون مقدمه به او فرمود:
      اي سماعه! اين چه دعوا و جنجالي بود كه ميان تو و شتربانت به وجود آمد؟ بپرهيز از اينكه با كسي بد دهني كرده، به او فحش و ناسزا بدهي و سر او داد بزني، و يا لعن و نفرين كني.سماعه مي گويد، من عرض كردم: به خدا قسم، به اين خاطر با او دعوا كردم كه وي در حق من ستم كرده بود. حضرت فرمود: اگر او به تو ستم كرده است، تو با ناسزا گويي و بد زباني بيشتر به او بدي كردي، و اين رفتار ناشايسته، روش ما نيست، و چنين دستوري به شيعيان خود نمي دهيم،پس از خداوند طلب آمرزش و مغفرت نما و ديگر چنين كار زشتي را تكرار نكن!
      او در پاسخ توصيه و سفارش حضرت گفت: استغفار مي كنم و از خداوند طلب آمرزش مي نمايم و ديگر هرگز مرتكب چنين عمل زشتي نخواهم شد.
      صائب تبريزي رحمه الله گفت:
      پاك كن از سخن پوچ دهان را صائب، لقمةكام صدف، دُر ثمين مي بايد
      ویرایش توسط آسمان : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۳:۳۲

    6. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید آسمان از ایشان سپاسگزاری کرده است:

      !Erf@n! (۱۶ مرداد ۱۳۹۱)

    7. #4

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجــــل فرجهم
      عنوان کاربر
      کاربر ویــژه سایت
      جنسیت
      دختر خانم
      تاریخ عضویت
      تير ۱۳۹۱
      محل سکونت
      در همه کوی و گذر...
      نوشته ها
      1,582
      سپاس
      6,678
      سپاس شده 4,340 بار در 1,315 ارسال
      یاد شده
      در 0 پست
      برچسب زده شده
      در 1337 تاپیک
      نقل قول شدن
      در 77 پست
      نوشته های وبلاگ
      22
      2 هفته 3 روز 21 ساعت 1 دقیقه 49 ثانیه
      میزان امتیاز
      55
      Array

      پاسخ : داستانی از اخلاق پیامبر

      با فحّاشان رفاقت نكنيد

      عمرو بن نعمان جعفي مي گويد: امام صادق (ع) دوست و رفيقي داشت كه هميشه همراه حضرت بود واز او جدا نمي شد،
      روزي به اتفاق از بازار كفاش ها عبور مي كردند، و به دنبالشان غلام آن مرد كه از اهل سند (يكي از ايالتهاي هند) بود مي آمد،
      در بين راه ناگاه آن مرد به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد، بعد از چند قدم ديگر، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد،
      سومين بار به پشت سر نگاه كرد و او را صدا زد،اما از غلام ـ كه سرگرم تماشاي اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود ـ خبري نبود،
      براي مرتبة چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند، غلام را ديد، با خشم و غضب به او گفت: «اي زنازاده ! كجا بودي؟»
      امام صادق (ع) تا اين جمله را شنيد، با ناراحتي و تعجب دست خود را بلند كرد و محكم بر پيشاني زد و به دوست خود گفت: « سبحان الله! آيا دشنام مي دهي؟ و به مادرش نسبت كار ناروا داده، او را به زنا متهم مي كني؟ من گمان مي كردم تو مردي باتقوا وپرهيزكار و عفيف و خويشتن داري، اما اكنون مي بينم در تو ورع و تقوايي وجود ندارد(و به راحتي دشنام مي دهي و تهمت مي زني.) »آن مرد گفت: اي پسر رسول خدا، مادر اين غلام، سندي و مشرك است، و مسلمان نيست، و منبي جهت تهمت ناروا نزده ام. حضرت فرمود: مادرش مشرك بوده كه بوده، مگر نمي داني كه هر قوم و ملتي در امر ازدواج سنت و قانوني دارند كه طبق همان سنت و قانون ازدواج كرده، به وسيلة آن از زنا جلوگيري مي كنند. پس عملشان زنا نيست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمي شوند (و كسي هم حق ندارد به آنان نسبت ناروا بدهد) ، حال از من دور شو (زيرا كه دوستان ما هرگز اين چنين بدزبان و هرزه گو نيستند.)
      عمروبن نعمان مي گويد: بعد از آن، ديگر كسي نديد كه امام صادق (ع) با او راه برود، تاسرانجام مرگ بين آنها جدايي كامل انداخت.
      ویرایش توسط آسمان : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۳:۳۷

    8. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید آسمان از ایشان سپاسگزاری کرده است:

      !Erf@n! (۱۶ مرداد ۱۳۹۱)

    9. #5

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجــــل فرجهم
      عنوان کاربر
      کاربر ویــژه سایت
      جنسیت
      دختر خانم
      تاریخ عضویت
      تير ۱۳۹۱
      محل سکونت
      در همه کوی و گذر...
      نوشته ها
      1,582
      سپاس
      6,678
      سپاس شده 4,340 بار در 1,315 ارسال
      یاد شده
      در 0 پست
      برچسب زده شده
      در 1337 تاپیک
      نقل قول شدن
      در 77 پست
      نوشته های وبلاگ
      22
      2 هفته 3 روز 21 ساعت 1 دقیقه 49 ثانیه
      میزان امتیاز
      55
      Array

      پاسخ : داستانی از اخلاق پیامبر

      فحّاش بددهن ، مثل سگ وشيطان است

      عياض بن حمّاد گفت: به پيامبر اكرم (ص) عرض كردم: اي رسول خدا ! مردي از خويشاوندانم كه مقام و منزلتش پايين تر از من است به من فحش و ناسزا مي دهد، اگر من بخواهم براي انتقام در پاسخ به او دشنام بدهم، آيا اشكالي دارد؟
      حضرت در جواب من فرمود:المتسابان شيطانان يتعاويان و يتهاوتران.
      «دونفر كه به يكديگر فحش و ناسزا مي دهند، مانند دو شيطانند كه با يكديگر در افتاده،مجادله و دعوا نموده، (و مثل سگ) به هم پارس مي كنند و همديگر را در هم مي كوبند،و پردة شرم و حيا را مي درند.»
      درجمله اي ديگر به همين مضمون پيامبر اكرم مي فرمايد:المتسابان شيطانان يتعاويان و يتهارجان.
      «دشنام دهندگان به يكديگر، دو شيطانند كه همچون سگان بر هم بانگ مي زنند و به هم مي پرند.»
      درروايت ديگر حضرت مي فرمايد:المتسابان شيطانان يتهاذيان و يتكاذبان.
      «دوكس كه به يكديگر دشنام و ناسزا مي گويند، دو شيطاني هستند كه هذيان و دروغ ميگويند.»
      ابراهيم بن ميسره گفت چنين گفته اند كه:«فحاش هرزه گوي دشنام جوي، در روز قيامت به صورت سگي محشور مي شود يا اين كه در شكم سگي محبوس و زنداني مي گردد.»
      امام صادق (ع) فرمود: من علامات شرك الشيطان الذي لايشك فيه ان يكون فحاشاً، لايبالي ماقال و لا ما قيل فيه.
      «ازنشانه هاي شركت شيطان در نطفه و وجود انسان كه شك و ترديدي در آن نيست، اين است كه انسان از آنچه كه از دهانش خارج مي شود و مي گويد، و از آنچه از زبان مردم خارج ميشود و به او مي گويند باكي نداشته، فحاش، هرزه گو و دشنام جو باشد.»
      ویرایش توسط آسمان : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ در ساعت ۱۳:۴۲

    10. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید آسمان از ایشان سپاسگزاری کرده اند:

      !Erf@n! (۱۶ مرداد ۱۳۹۱),Yas_e_shab (۱۶ مرداد ۱۳۹۱)

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

    داستانهایی از اخلاق پیامبر

    داستانی از اخلاق پیامبر

    داستان های اخلاقی پیامبر

    داستانهای از اخلاق پیامبر اکرم

    داستانهای اخلاقی پیامبر

    داستان اخلاق پیامبر اسلام

    داستان ها از اخلاق پیامبر اسلام

    داستان ازاخلاق پیامبر

    داستانهای اخلاق پیامبر

    اخلاق در اسلام داستان

    داستانی ازاخلاق پیامبر(ص)

    اخلاق پیامبر

    داستان های اخلاقی از یاران پیامبر اسلام

    داستانهای اخلاقی از پیامبر

    داستان‌ اخلاق پيامبر

    داستان اخلاقی پیامبر

    داستان اخلاقی اسلام

    داستان اخلاقی از پیامبر خدا

    داستان هاي اخلاقي از پيامبران

    داستان های از اخلاق پیامبر

    داستانهایی ازاخلاق رسول خدا

    کلمات کلیدی این موضوع

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    انجمن منجی دوازدهم از تیر 91 شروع به فعالیت نمود و با فعالیت مذهبی خود توانست جایگاه مناسبی برای جذب جوانان کسب کند، امیدواریم شما نیز با دیدن این مرجع رایگان که نوعی فعالیت تخصصی دارد لذت ببرید. تماس با ما از طریق پیامک 10002000222000، شماره یک را برای عضویت در سامانه پیامکی ارسال کنید.

    طراحی و توسعه: وی بی ایران || ویرایش: انجمن منجی دوازدهم