1. تمامی منابعی که در انجمن منجی دوازدهم اعلام شده اند و دارای لینک هستند مورد تأیید هستند.
    سامانه پیامکی انجمن منجی دوازدهم : 10002000222000 با ارسال شماره 1 ، عضو شوید.
    پیامک های انجمن منجی دوازدهم را در اینجا بخوانید
    ایمیل های انجمن منجی دوازدهم را در اینجا بخوانید

انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

شروع موضوع توسط kyana ‏08/04/2013 در انجمن مطالب جالب

  1.  
    kyana

    kyana مدیریت تالار کادر مدیریت "مدیریت تالار"

    تاریخ عضویت:
    ‏06/01/2013
    ارسال ها:
    4,624
    تشکر شده:
    27,875
    تشکر کرده:
    16,481
    امتیاز:
    168
    شغل :
    .............
    محل سکونت:
    ............

    تحصیلات:
    کارشناسی
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    [​IMG]



    هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
    حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
    در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
    اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.
     
    !!~Pouya~!!, بنفشه صبح, @Boshra@ و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
موضوع های مشابه: انشا یک
انجمن عنوان تاریخ
مطالب جالب انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج (اوج خنده) ‏29/01/2013
مطالب جالب صحرای سفید در نزدیکی شهر فرفرا در مصر ‏14/02/2015
مطالب جالب تولد یک موجود عجیب الخلقه در چین ‏11/02/2015
مطالب جالب عکس های اتوبانی كه از وسط یک ساختمان می گذرد ‏07/02/2015
مطالب جالب عکس های صید یک کوسه ترسناک در استرالیا ‏06/02/2015

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.